السيد محمد حسين الطهراني
410
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
رونقت را روز روز افزون كنم * نام تو بر زرّ و بر نقره زنم منبر و محراب سازم بهر تو * در محبّت قهر من شد قهر تو نام تو از ترس پنهان مىبرند * چون نماز آرند پنهان بگذرند خُفيه ميگويند نامت را كنون * خُفيه هم بانگ نماز اى ذو فنون از هراس و ترس كفّار لعين * دينْت پنهان مىشود زير زمين من مناره بر كنم آفاق را * كور گردانم دو چشم عاق را چاكرانت شهرها گيرند و جاه * دين تو گيرد ز ماهى تا به ماه تا قيامت باقيش داريم ما * تو مترس از نسخ دين اى مصطفى اى رسول ما تو جادو نيستى * صادقى ، هم خرقه موسيستى هست قرآن مر تو را همچون عصا * كفرها را دركشد چون اژدها تو اگر در زير خاكى خفتهاى * چون عصايش دان تو آنچه گفتهاى گرچه باشى خفته تو در زير خاك * چون عصا آگه بود آن گفت پاك « 1 » خداوند براى هر پيغمبرى در راه رسيدن به مقصود ، مشكلاتى ايجاد مينموده است وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ * لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ * وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ * وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ . « 2 »
--> ( 1 ) « مثنوى » ملّاى رومى ، جلد سوّم ، از طبع ميرزا محمودى ، ص 223 ؛ و از طبع ميرخانى : ص 231 و 232 ( 2 ) آيات 52 تا 55 ، از سوره 22 : الحجّ